شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

هر آدمی یه سری افکار و اعتقادات داره که دوست داره دیگران از اون ها با خبر باشن!
ما هم یه ادمیم مثل بقیه!
-------------------------------------
شخصیت شناسی حقیقی و ایده آل: یک خانم متاهلِ متعهدِ دانشجوى مسلمانِ شیعه ی ایرانی!
شخصیت شناسی واقعی و ساده: قصدمون رسیدن به حالت ایده آله اما خب تا رسیدن به اون موقعیت راه بسیار است.
-------------------------------------
اینجا شاید شبیه مدینه فاضله باشه.
گاهی از خود حقیقی من خیلی بالاتره اون قدر که حق دارن دوستان اگر بگن این دیگه کیه! چقدر تناقض داره! یه چیزی میگه و چیز دیگری عمل می کنه.
من فقط دوست دارم شبیه این نوشته ها بشم... همین...

******************************
هر چند همچون قطره ام، دستم به دریا می رسد/ بسیار ناچیزم ولی، نسلم به زهرا می رسد
او بی کران بحر عطاست، از خاندان «هل اتی» است/ بر کافران هم فیض او، در دار دنیا می رسد
او مومنان را مادر است، لطف خدا را کوثر است/ با این همه سائل یقین، هنگام اعطا می رسد

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
پیوندها

فرهنگ فرهنگ فرهنگ

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۱۳ ب.ظ

به نام خدا

سلام

****************************************

اون وقتی که اعتراض میکردم به این که چرا میخوان مذاکره کنن

خیلی ها بهم اعتراض کردن...

منم سکوت کردم...

گفتیم هر چی اقا بگن...

هنوزم گوش به فرمان آقاییم...

آقا هر چی بگن ما میگیم چشم...

خدا کنه بتونیم درست انجام وظیفه کنیم...

****************************

یکشنبه توی رادیو معارف، کارشناسشون یه حرف قشنگی زد.

می گفت چطوری تو تمام این سال ها که تحریم بودیم

هیچ کس نیومد سیگار رو تحریم کنه؟

چطور کسی مواد مخدر رو تحریم نکرد نگفت حق ندارین به ایران از این چیزا بفرستین؟

چطور تا حالا کسی نگفت نمیشه لوازم ارایش وارد ایران بشه؟

چطور نوشابه تحریم نشد؟

غیر اینه که اینا به ضرر مان و دقیقا هم ضرر ها رو برای کشور ما میخوان؟!

فرهنگ

فرهنگ

فرهنگ

هدف مغز من و شماس

هدف سبک زندگیمون بوده و هست

هدف فرهنگه!

هر جا چشم می گردونی یه ربطی فرهنگ داره

و اون وقت کمترین چیزی که حواسمون بهش هست همین فرهنگه

وزارت ارشاد که هر بخشش رو بده دست یه شرکت و ارگان خصوصی...

الگوی جوونامون...

چند روزه همه ش دارم فکر میکنم چقدر حواس پرت بودیم...

چقد خودمونو به خواب زدیم که همه چیز خوبه...

چه راحت به همه چیز عادت کردیم...

دشمن چی میدونه؟! همینا رو...

همین که خیلی راحت عادت میکنیم...

البته نه که اون قدر راحت باشه ها...

ولی اون قدر زیرکانه و نرم عمل کردن که از خواب زمستانیمون بیدار نشیم...

دیر بجنبیم همینایی که مونده هم میره...

----------------------------------------------------------------------------------

انقدر درگیر درس شدم که وقت شنیدن خیلی چیزا رو ندارم...

و طی این چند روز انقدر به صورت پشت سر هم همه چیز به گوشم میرسه که عین برق گرفته ها شدم...

و امشب از همه مهم تر مستند "مزه ی مذاکرات" کار خودشو کرد...

حتما اگر فردا مدرسه نبودم راهپیمایی میرفتم...

هر کی میتونه بره...

باید در صحنه بود...

*****************************************

یه قصه ای صبح اقای میرباقری تعریف می کردن. گفتنش بد نیست.

میگفتن قدیم حمام عمومی بود. آب که گرم میشد یه شیپور داشتن که باهاش مردم رو خبر میکردن.

یه روزی یکی از این حمامی ها شیپورش رو گم کرد.

تو شهر هر جا رفت به جز یه نفر کسی شیپور نداشت. اون یه نفر هم راضی نمی شد بفروشه.

تا این که به قیمتی خیلی بالاتر شیپور رو خرید.

مرد فروشنده که اهل اون شهر نبود فکر کرد چه شهر خوبی. حتما وقتی این مرد چندین برابر شیپور رو از من خریده بقیه هم میخرن.

رفت و کلی شیپور خرید و نشست کنار بازار.

هر چی صدا کرد تبلیغ کرد کسی نخرید.

یه تاجر مسنی که داشت از اونجا رد میشد بهش گفت این همه شیپور برا چیه؟

مرد ماجرا رو براش گفت.

تاجر گفت خب اشتباه کردی. اما واسه این که بخرن من یه کاری برات میکنم.

فقط اینو بهت بگم مردم این شهر فقط تقلید میکنن.

یه شیپور برد و از فردای اون روز به جای عصای خودش با شیپور توی شهر رفت و امد کرد...

مردم دیدن ئه مدل جدید اومده. به جای عصا شیپور دستشون میگیرن. به قول خودمون مد روزه حتما.

همه رفتن شیپورا رو خریدن و هر کی یه دونه شیپور دستش گرفت.

تاجر به فروشنده خبر داد که به سرعت از شهر خارج شه تا کسی متوجه قضیه نشده.

وقتی تاجر دوباره با عصای معمولی خودش از خونه اومد بیرون مردم تازه فهمیدن چه کلاهی سرشون رفته...

حواسمون باشه از کی و برای چی تقلید می کنیم...

اونجایی که عقل خودمون قدرت داره... اطلاعات داریم وظیفه مون اینه که با عقل و منطقمون بسنجیم...

نکنه یه روزی بگیم ای دل غافل... چه کلاهی رفته سرمون...

اون موقع فقط همون ضرب المثل جا داره که از ماست که بر ماست...

یادتون که هست... شیطان روز قیامت میگه من فقط وسوسه کردم این تو بودی که دنبال من اومدی...

شیطان های دنیایی هم همین جورن...

هر کسی مسئول کار خودشه...

********************

اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای...

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین...

اللهم عجل لولیک الفرج...

خدایا تو خیلی خوبی... همیشه بهمون لطف کردی...

ما بد میکنیم... کم میذاریم... اما تو ببخش... تو چشم پوشی کن...

ما که جز تو پناهی نداریم...

-----------------------

خدایا به امید تو...!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی