شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

هر آدمی یه سری افکار و اعتقادات داره که دوست داره دیگران از اون ها با خبر باشن!
ما هم یه ادمیم مثل بقیه!
-------------------------------------
شخصیت شناسی حقیقی و ایده آل: یک خانم متاهلِ متعهدِ دانشجوى مسلمانِ شیعه ی ایرانی!
شخصیت شناسی واقعی و ساده: قصدمون رسیدن به حالت ایده آله اما خب تا رسیدن به اون موقعیت راه بسیار است.
-------------------------------------
اینجا شاید شبیه مدینه فاضله باشه.
گاهی از خود حقیقی من خیلی بالاتره اون قدر که حق دارن دوستان اگر بگن این دیگه کیه! چقدر تناقض داره! یه چیزی میگه و چیز دیگری عمل می کنه.
من فقط دوست دارم شبیه این نوشته ها بشم... همین...

******************************
هر چند همچون قطره ام، دستم به دریا می رسد/ بسیار ناچیزم ولی، نسلم به زهرا می رسد
او بی کران بحر عطاست، از خاندان «هل اتی» است/ بر کافران هم فیض او، در دار دنیا می رسد
او مومنان را مادر است، لطف خدا را کوثر است/ با این همه سائل یقین، هنگام اعطا می رسد

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
پیوندها

سلامت روح یا مابقی ارزش ها

پنجشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۱۳ ب.ظ

به نام خدا

سلام

*****************************************

امسال هر چند بیشتر وقتمون تو مدرسه و صرف درس خوندن میشه و البته من واقعا به خاطر این امر خوش حالم و خدا رو شکر میکنم

اما فرصت خیلی خوبی شده اقلا واسه من که بیشتر فکر کنم.

طی این چند ماه به این رسیدم که امسال هم ادم خودشو محک میزنه که چقدر اون چیزایی که طی این سال ها علی الخصوص 9 سال گذشته (از جشن عبادت تا حالا) تثبیت شده هم این که در شرایط خاص چقدر پای ارزش ها و اعتقادات می مونه.

و دومین چیزی که با تمام وجود حس کردم تهاجم فرهنگی و شیوه ی جنگ نرم بوده...

فرض میکنیم همه ی ما بهترین فضایل و مکارم اخلاقی رو کسب کردیم و همه چیز خوب و خوش

اصل ماجرا در حفظ و نگهداری ایناس. به دست اوردنش چندان هنری نیست.

یعنی نه که هنر نباشه ها ولی خب نگهداری ش خیلی سخت تره.

با این که حدیث داریم که جهنم رفتن خیلی سخت تر از بهشت رفتنه و گناه کردن خیلی سخت تر از گناه نکردن

اما به نظرم این که دین داری در اخر الزمان خیلی سخت میشه هم درسته.

اون قدر از همه طرف هجوم اطلاعات و افکار و امور داریم که یهو میبینی از دست رفتی و خودت حواست نبوده.

این که حدیث داریم صبح دین دار از خانه خارج میشه و شب بی دین برمیگرده...

به این اعتقاد دارم که خدا در دین اسلام خیلی امور رو راحت کرده. راحت ترین شرایط رو برامون فراهم کرده تا دین دار باشیم و این واقعا نامردیه که ما به خاطر خواسته های خودمون و ارزش های خودمون که شاید ارزش هم نباشه دین رو کنار بذاریم...

چیزی که من از زندگی امروزیمون برداشت میکنم قاطی شدن اولویت هاست...

چیزایی که در مراتب پایین اهداف قرار دارن شدن هدف های اصلیمون و اصول در پایین ترین درجه قرار گرفتن که بعضی وقتا به طور کلی نادیده گرفته میشن و نتیجه ی این مسئله وضع بدمونه...

خیلی وقت ها از چیزهایی شکایت میکنیم که با یه تغییر کوچک در سبک زندگی رفع میشه...

خوش به حال اون ها که تونستن خوب بمونن...

------------------------------------------------------------------------------------------------------

جامعه ی کلی رو میذارم کنار.

فکر کردن های من بیشتر روی یک جامعه ی حدودا 40 نفره س...

چند ماهه که داریم همه مون با هم در واقع زندگی میکنیم تمام روز های هفته ساعت ها کنار همیم.

اصلا هم در مورد بقیه نظر نمیدم... هر چند شاید رفتارهاشون رو بررسی کرده باشم اما از خودم میگم

این که میگم تهاجم فرهنگی رو به وضوح حس کردم واسه اینه که من میبینم هفته به هفته شاید حتی روز به روز با این که اصل ارزش ها در تصور همونه

اما رفتارها تغییر کرده.

نامحرم نامحرمه اما تو این جامعه به خاطر معلم بودن نهایت تفاوتش با معلمای خانم در حجاب داشتنه... (با کمال تاسف... واسه خودم عرض میکنم)

با شعار این که تعلیم و تعلم عبادت است، و این که اطلبو العلم من المهد الی اللحد...

حسم میگه داریم تیشه به ریشه ی خودمون میزنیم...

این احادیث رو سر من جا دارن و من از ته دل بهشون اعتقاد دارم.

اما قبول ندارم که چون این ها هست ما به هر قیمتی میتونیم بهشون عمل کنیم.

ایا میشه چون درس خوندن عبادته ما از نمازمون که واجبه بزنیم؟!

ایا میشه چون تعلم عبادته ما حریم هامون رو نسبت به نامحرم تغییر بدیم؟!

درس خوندن ارزشه اولویته اما ایا واجبات اصل نیست؟!

اگه تصورم اشتباهه بهم بگین.

البته ها اینو میدونم که ادم از ترس خراب شدن نمیتونه از جامعه کنار بکشه و هیچ کار نکنه.

اما بحثم اینه که توی دین کلی راهکار معرفی شده که ادم خودشو از گناه دور کنه

چون این همه راه برای خوب بودن وجود داره نمیشه ما بریم و مشکوک ترین مسیر ها رو برای رسیدن به بهترین اهداف انتخاب کنیم.

یه بار یکی از معلما سر کلاس گفتن برای اقایون اموری که خیلی با خانما سر و کار داره مکروهه. یعنی این که ما میایم به شما درس میدیم کراهت داره اما به خاطر این که بحث درس خوندن و درس دادنه ما این کراهت رو می پذیریم.

به نظر خودم اون چیزی که توش کراهت داره همون مسیر مشکوکه س...

میشه از مسیر های مطمئن تری عبور کرد که امکان خطاش کمتر باشه...

***************************************

ترسم اینه که این ذره ذره تغییر کردنا به جایی برسه که دیگه قابل بازگشت نباشه...

حسم میگه عبادتی که با گناه همراه باشه خاصیتی نداره...

به نظرم ارزش داره ادم بیشتر زحمت بکشه اما خودشو از گناه دور کنه...

ادعای خوب بودن ندارم! فقط دوست دارم که خوب بشم....

نمیگم تا حالا خوب بودم.... قبول دارم خودم هم خیلی ضعف داشتم تو سال های گذشته...

اما الان و در این شرایط دلم میخواد یه کاری واسه خودم بکنم...

دعا بفرمایید...

************************

خدایا...

اقای پناهیان گفتن بخواین خدا خودش درست میکنه...

گفتن بهش بگین خیلی میخواین ولی اصلا نمیتونین...

زندگی و دنیاتون اجازه نمیده...

ما اینا رو میگیم...

تو که ما رو دوست داری...

بخواه که ما هم تو رو با تمام وجود دوست داشته باشیم...

به دور از شرک خفی...

---------------------

خدایا به امید تو...!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۷

نظرات  (۳)

سود بازار عمل از عرف هم کمتر شده ...
ای دریغ اوضاع کارو بار من مطلبوب نیست ...
چشم سر خیس است ولی چشم دل مرطوب نیست ...

ماها تو الفاظ مسلمونیم...
امام حسین (ع):
مردم بنده مال و دارائی هستند،(دین)صحبتی است که بر زبان آنها جاری میشود اگر روز امتحان و ازمایش آید دین داران بسیار کم هستند ...
سلام عزیزم
پروفایلم توی جامعه مجازی دچار مشکله،موفق نشدم پیامت رو اونجا پاسخ بدم.
ببخشید اینجا جواب میدم.چون وقتت ارزشمنده،گفتم زیاد به تاخیر نیفته جوابت.

راستش من یه کتاب داشتم برای زبان،که نصف دلیل صد زدن زبانم مربوط به اون کتاب بود...
با کلی سرچ و بدبختی کشیدن اسمش رو پیدا کردم...چون یادم نمیومد...
این کتاب کلی کمکت میکنه،واقعا عالیه.
من اند ریدینگ خ سبز روهم داشتم،اون موقع اند ریدینگ کلوز نداشت...
روی کلوزتستهای کنکور بیشتر تمرکز کن.
در نهایت این که نباید توقع داشته باشی کل متن رو بفهمی.
سر جلسه ی کنکور هم اصلا چنین اتفاقی نمیفته.
من وقتی کارنامه ام رو دیدم که زبانم رو صد زدم کلی تعجب کردم.چون سرجلسه حس کردم چیز زیادی از کلوز تست به طور خاص متوجه نشدم...
البته باید تنظیم وقت خوبی هم داشته باشی که بتونی وقت کافی روی زبان بذاری.
من عمومی هام رو به ترتیب دفترچه میزدم و توی وقت تموم میکردم..اما پاشنه ی اشیلم درس ادبیات بود به خاطر سلیقه ای بودن بعضی از تستهاش..
و نقطه ی قوتم عربی.
تا اینکه با مشورت مشاورم از درس عربی دفترچه ی عمومی رو شروع کردم و روی این روش حسابی تمرین کردم و در نهایت کنکورعمومی ام رو توی 60 دقیقه زدم و درصدهام هم عالی شدن.ادبیات رو هم درس آخر گذاشتم و به خاطر همین درصدش اومد بالا.
یعنی به این چیزا هم بستگی داره که بتونی روی زبان به اندازه ی کافی وقت بزاری.
قربونت
التماس دعا
لینک مشخصات کتاب:http://www.arzanic.com/bookdetails.aspx?bookcode=3208199
پاسخ:
سلام
متشکر
این کتاب جزو کارامون هست. ان شاءالله دقیق تر میزنمش
:)
هوم.... با حرفات موافقم.... منم به شخصه اعتقاد دارم که آدم نباید به خاطر یه سری ارزش ها واجباتش رو بزاره کنار... باید در کنار واجباتش به اون ارزش ها یا اصلا بهش بگیم مستحبات برسه....این دقیقا مثل این میمونه که یه ادمی به مستحبات برسه ولی واجباتش رو انجام نده...
مثلا تو توی ماه رمضون مدرسه باشی و درس بخونی بعد روزه نگیری... اخرشم بگی: خب من داشتم درس میخوندم...!!( البته الان خیلیا این اعتقاد رو دارن.... که واقعا جای تاسفه...) 
البته مثال های این مورد فقط مربوط به مسائل دینی نمیشه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی