شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

هر آدمی یه سری افکار و اعتقادات داره که دوست داره دیگران از اون ها با خبر باشن!
ما هم یه ادمیم مثل بقیه!
-------------------------------------
شخصیت شناسی حقیقی و ایده آل: یک خانم متاهلِ متعهدِ دانشجوى مسلمانِ شیعه ی ایرانی!
شخصیت شناسی واقعی و ساده: قصدمون رسیدن به حالت ایده آله اما خب تا رسیدن به اون موقعیت راه بسیار است.
-------------------------------------
اینجا شاید شبیه مدینه فاضله باشه.
گاهی از خود حقیقی من خیلی بالاتره اون قدر که حق دارن دوستان اگر بگن این دیگه کیه! چقدر تناقض داره! یه چیزی میگه و چیز دیگری عمل می کنه.
من فقط دوست دارم شبیه این نوشته ها بشم... همین...

******************************
هر چند همچون قطره ام، دستم به دریا می رسد/ بسیار ناچیزم ولی، نسلم به زهرا می رسد
او بی کران بحر عطاست، از خاندان «هل اتی» است/ بر کافران هم فیض او، در دار دنیا می رسد
او مومنان را مادر است، لطف خدا را کوثر است/ با این همه سائل یقین، هنگام اعطا می رسد

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
پیوندها

۱۵ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

به نام خدا

سلام

********************

بعضی وقتا ادم قاطی میکنه!

لازمه که تو همچین شرایطی ادم مرخصی به خودش بده.

سعیم بر اینه که نهج البلاغه سر جای خودش باشه اما نشد هم ببخشید

دلیلش رو تو این لینک ببینید!

*************

دعا کنید!

----------------

خدایا به امید تو..!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۷:۵۵

به نام خدا

سلام

*********************

برانگیخته شدن و حیات پس از مرگ

------------------------

حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ ، وَ أَزِفَ النُّشُورُ . أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ ، وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ ، وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ ، سِرَاعاً إِلَىأَمْرِهِ ،  مُهْطِعِینَ إِلَى مَعَادِهِ .

آن گاه که امور خلقت انسانی به پایان رسید و روزگاران گذشت و میعاد برانگیخته شدن و سر برآوردن از زیر خاک های تیره نزدیک شد، خداوند مردم را از نهانگاه های قبر ها و آشیانه های پرندگان و جایگاه های درندگان و پرتگاه های مهلک بیرون می آورد و آنان را شتابان برای اجرای امر خود و با سرعت برای تحقق بخشیدن به وعده ی خویش روانه می سازد.

رَعِیلًا صُمُوتاً ، قِیَاماً صُفُوفاً ، یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ ، وَ یُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی ، عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِکَانَةِ ، وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ . قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ ، وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ ، وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ کَاظِمَةً .

(همگان رهسپار جریان امر خداوندی) گروه گروه به راه می افتند، در حال سکوت و قیام و صف کشیده. (دیده ی) بینایی واقع بین بر آنان نفوذ می نماید و دعوت کننده گوش آنان را شنوا می سازد. لباس خضوع بر تن دارند و فروتنی تسلیم و حقارت بر وجودشان مستولی است. چاره جویی ها و حیله پردازی ها تباه گشته و آرزوها بریده و دل ها از سرور خالی و هیجان ها فرو خورده شده است.

وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَیْنِمَةً ، وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ ، وَ عَظُمَ الشَّفَقُ ، وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ ، وَ مُقَایَضَةِ الْجَزَاءِ ، وَ نَکَالِ الْعِقَابِ ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ .

صداها مخفی، عرق تا دهان فرو ریخته، و وحشت از گناهان بزرگ، و تندری در گوش ها از فریاد تند دعوت کننده (برای بازخواست درباره ی عمری که سپری کرده اند) برای شنیدن حکم قاطع میان حق و باطل و گرفتن نتیجه ی اعمال و سقوط در کیفر و وصول به پاداش.

***********************

خدایا به امید تو..!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۲ ، ۰۸:۲۸

به نام خدا

سلام

************************************

خدا بخواد ادمو امتحان کنه، دقیقا رو اون چیزایی امتحان میکنه که ادم توض ضعیفه.

چیزایی که روش حساسه!

چیزایی که داغونش میکنه.

وقتی مقابل بعضی چیزا نتونه سکوت کنه دقیقا همون موقعیت واست پیش میاد.

وقتی جایی بلد نباشه حرف بزنه دقیقا شرایطش به وجود میاد.

وقتی چیزی رو نتونه ببینه دقیقا باید ببینتش!

و...

******************

خدایا میشه امتحانای سخت ازمون نگیری؟

من یکی طاقت ندارم!

*******

خدایا به امید تو...!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۱۵:۳۲

به نام خدا

سلام

*********************************

بر حذر داشتن از دنیا

----------------------------

فَإِنَّ الدُّنْیَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا ، رَدِغٌ مَشْرَعُهَا ، یُونِقُ مَنْظَرُهَا ، وَ یُوبِقُ مَخْبَرُهَا ، غُرُورٌ حَائِلٌ ، وَ ضَوْءٌ آفِلٌ ، وَ ظِلٌّ زَائِلٌ ، وَ سِنَادٌ مَائِلٌ .

آبشخور این دنیا تیره و چشمه سارش گل آلود و دارای منظری فریباست، و بی اعتنایی به آزمایش هایش مهلک. فریبنده ای است در حال دگرگونی ها (یا مانع از دریافت حقیقت) و روشنایی است در معرض زوال سریع. و سایه ای است در حال برچیده شدن، و تکیه گاهی است مایل به سقوط.

حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا ، وَ اطْمَأَنَّ نَاکِرُهَا ، قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا ، وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا ، وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا ، 

وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِیَّةِ قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْکِ الْمَضْجَعِ ، وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ ، وَ مُعَایَنَةِ الْمَحَلِّ ، وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ . 

در آن هنگام که انسان گریزان برگردد و با این دنیا انس بگیرد و کسی که از روی نادانی انکارش کرده بود دل به آن بدهد و بر ظواهرش بیارامد، (ناگهان مانند اسبی که پاهاش را بلند کند و بر زمین بزند و سووار خود را بیندازد)، از او رم کند، و با دام هایی که سر راه او گسترده است، شکارش کند، و با تیرهایش او را از پای در آورد.

(در پایان کار) طناب مرگ به دست و پایش پیچد و او را به خوابگاهی تنگ و تاریک و به منزلگهی وحشتناک و به دیدار موقعیتی (از سعادت یا شقاوت که بر خود اندوخته است) و نتیجه عملش براند.

وَ کَذَلِکَ الْخَلَفُ یَعْقِبُ السَّلَفَ ، لَا تُقْلِعُ الْمَنِیَّةُ اخْتِرَاماً ، وَ لَا یَرْعَوِی الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً ، یَحْتَذُونَ مِثَالًا ، وَ یَمْضُونَ أَرْسَالًا ، إِلَى غَایَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَیُّورِ الْفَنَاءِ . 

به این ترتیب آیندگان به دنبال گذشتگان در حرکتند و مرگ از درو کردن زندگانی باز نمی ایستد و آنان که به دنبال کاروان گذشتگان در حرکتند، از ارتکاب ناشایست ها خودداری نمی کنند؛ حرکات و رفتارشان را مشابه دیگران نموده، گلّه گلّه از این کهنه رباط رهسپار غایت سرنوشت و مقصد نهای فنا و زوالند.

******************

خدایا به امید تو...!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۰۸:۴۶

به نام خدا

سلام

****************************

وصیت به تقوا

----------------------------

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی ضَرَبَ لَکُمُ الْأَمْثَالَ ، وَ وَقَّتَ لَکُمُ الْآجَالَ ، وَ أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ ، وَ أَرْفَغَ لَکُمُ الْمَعَاشَ ، وَ أَحَاطَ بِکُمُ الْإِحْصَاءَ ، وَ أَرْصَدَ لَکُمُ الْجَزَاءَ ، 

وَ آثَرَکُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ ، وَ أَنْذَرَکُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ 


ای بندگان خدا، شما را به تقوای خداوندی توصیه می کنم که مثل ها برای شما زده است و مدت زندگی شما را تعیین فرموده، لباس بر شما پوشانده و برای شما معاش فراوان ارزانی داشته و به محاسبه ی همه ی موجودیت و اعمال شما محیط و برای همه ی اعمال شما نتایجی را در کمین نهاده است.

و شما را با نعمت های فراوان مورد عنایت قرار داده و با عطایای فراوان مشمول لطفش فرموده و با حجت ها و دلایل بلیغ شما را بر حذر داشته است.

فَأَحْصَاکُمْ عَدَداً ، وَ وَظَّفَ لَکُمْ مُدَداً ، فِی قَرَارِ خِبْرَةٍ ، وَ دَارِ عِبْرَةٍ ، 

أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِیهَا ، وَ مُحَاسَبُونَ عَلَیْهَا 

خداوند سبحان همه ی اجزاء و شؤون هستی و اعمال شما را حساب نموده و مدت های معینی برای شما مقرر ساخته است. (همه ی این کرامت ها و الطاف و ابلاغ دلایل و حساب همه ی موجودیت شما) در این دنیا است که جایگاه آزمایش و سرای عبرت است.

شما اولاد آدم در این دنیا در مجرای آزمایش قرار گرفته و درباره ی زندگی در این دنیا مورد محاسبه قرار خواهید گرفت.



***********************

خدایا به امید تو..!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۱۷:۴۰

به نام خدا

سلام

**********************************

به امید خدا میخوام شروع کنم از امروز روزی یه قسمت از خطبه ی 83ام نهج البلاغه رو با متن عربی و ترجمه ی فارسیش بزنم.

هم خودم یادبگیرم هم دوستان استفاده کنن.

هفته ی پیش اقای قرنی توی سخنرانیشون یه اشاره ای به این خطبه کردن که به نظرم اومد خیلی به دردمون میخوره.

******************

صفت خداوند جل شانه

------------------------------

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلَا بِحَوْلِهِ ، وَ دَنَا بِطَوْلِهِ ، مَانِحِ کُلِّ غَنِیمَةٍ وَ فَضْلٍ ، وَ کَاشِفِ کُلِّ عَظِیمَةٍ وَ أَزْلٍ ، أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ کَرَمِهِ ، وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ .

سپاس خدای راست که با قدرتش بر تمام هستی و به جریان انداختن آن، بالاتر از همه ی کاینات و با احسان ربوبیش به همه ی اشیاء نزدیک است. بخشنده ی هر سود و امتیاز است، و بر طرف کننده ی هر حادثه ی بزرگ و تنگناهای حیات. سپاسگزار او هستم بر عواطف کرم خداوندیش و بر نعمت های کاملی که بر ما عنایت فرموده است.

وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِیاً ، وَ أَسْتَهْدِیهِ قَرِیباً هَادِیاً ، وَ أَسْتَعِینُهُ قَاهِراً قَادِراً ، وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ کَافِیاً نَاصِراً

وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً -صلى‏الله‏علیه‏وآله- عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ، أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ ، وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِیمِ نُذُرِهِ .

ایمان به آن ذات اقدس می آوردم که موجود اول و بی سابقه است و هدایت از او می جویم که به من نزدیک است و هدایتم از او ست. یاری از او می طلبم که پیروز (مطلق) است و قادر (علی الاطلاق). توکل به او می نمایم که کفایت و یاری از او ست.

و گواهی می دهم که محمد -صلی الله علی و آله- بنده و فرستاده ی او ست. او را برای اجرای امر و ابلاغ نهایی حجت و ابراز تهدید به کیفرهایش فرستاده بود.

***********************

خدایا به امید تو..!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۲ ، ۱۷:۳۹

به نام خدا

سلام

****************************************

احوالات بد نوشتن، خوب نیست.

ولی بعضی وقتا دیگه ادم نمیتونه تحمل کنه.

حرصش میگیره. اعصابش خورد میشه.

خسته میشه.

حالا ته این همه حرص خوردن چیه؟

هیچی.

اخرش میخوام برم انسانی. انسانی هم نرم میخوام بشینم تو خونه.

کسی مشکلی داره؟!

اعتراضی، نقدی چیزی؟!

---------------------------------------

وقتی یه درصد هم اشتیاقی به حل تمارین ریاضی نداری

عین خیالتم نیست که مثلا فردا قراره امتحان ریاضی بدی

براتم مهم نیست نمره ات چند بشه

به زور شاید بعضی از تکلیفارو بنویسی

واسه چی میخوان نگهت دارن اینجا؟!

کلاسای دیگه جاش برام میذاشتن مفید تر بود!

خدایا یه امسالو واسه ریاضی هوامونو داشته باش قول میدم دیگه در مورد ریاضی مزاحمت نشم!

****************

والسلام

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۹

به نام خدا

سلام

**********************************

ادم عضو هر محیطی باشه دوست داره رشد و تعالیشو ببینه نه پسرفتشو.

دوست داره کمک کنه تا اون محیط بهتر از قبل بشه.

براش زحمت میکشه تلاش میکنه.

وقتی ببینه خراب شده وقتی ببینه جوری شده که دوست نداشته حالش گرفته میشه.

شب و روز ذهنش درگیر میشه که چجوری باید مشکل حل کرد. اصلا منشا این اتفاق چی بوده.

----------------------------

ماها خیلیامون برامون مهمه که تالار رو خوب ببینیم. نمیتونیم همین جوری تالار رو رها کنیم به امان خدا.

وقتی توی این تالار بزرگ شدی دلت نمیاد ببینی داره خراب میشه.

جوش عوض میشه

جوری میشه که کسی نمیتونه تحملش کنه.

شاید اونایی که یه روزی به خاطر تغییر جو تالار گذاشتن و رفتن، میومدن جو الانو میدیدن به خاطر جو قدیم خدارو صد هزار مرتبه شکر میکردن.

اگه هر کدوممون یه پست مفید بزنیم بازم کلی پیشرفت میکنه.

من که دپرس شدم بس که پست زدمو کسی توجهی نکرد.

:|

کاش میشد کاری کرد!

***********

خدایا به امید تو..!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۲ ، ۱۶:۲۳

به نام خدا

سلام

***************************************

بعضی ادما رو یا شاید بشه گفت همه ی ادمارو تا وارد خلوتشون نشی هیچ وقت نمیفهمی چجورین.

بعضیارو در ظاهر که میبینی فکر میکنی چه ادم سرخوشیه. همیشه میخنده همیشه سر حاله همش با جووناس اصلا بهش نمیاد که سنش زیاد باشه ولی وقتی تو خلوتش میبینیش کاملا ذهنیتت تغییر میکنه.

اصلا از این رو به اون رو میشی. فکر میکنی این ادم چقدر توانمنده که در ظاهرش اینجوریه.

از این نمونه ها چند نفری رو دیدم. در عین این که شادن در ظاهر اما شادیشونم در راه خداست و وقتی تو خلوتشون وارد میشی میبینی عجیب پاکن. اینجور ادمارو وقتی میبینم یاد همون حدیثی میفتم که مومن شادیش در چهره شه و غمش در دلش.

مهربونی اینا بی انتهاس. و هیچ وقت دلت نمیخواد از دستشون بدی. دوست داری باهاشون باشی و ازشون یاد بگیری. و قطعا نفسشون حقه و به این معتقدم که اگه دعا کنن خدا میپذیره.

خدا همشونو حفظ کنه.

**********************

چند روز پیش توی خبرهایی که چک میکردم دیدم یه کتاب جدید چاپ شده. خبرشو توی تالار هم زدم.

همون روز به شوخی به پدرم گفتم به ما از این کتابا نمیدن؟

گفتن چرا لابد میدن. گفتم نه بابا شوخی میکنم 4 تومن که چیزی نیست حالا میرم خودم میخرم.

انتظار نداشتم از شوخی من جدی جدی کتاب بهم برسه.

امروز بابام اومدن. گفتن شمیم گفتم بهشون کتاب رو دادن براتم اولش نوشتن و امضا کردن.

خود دادنش به عنوان هدیه یه طرف نوشته شون یه طرف دیگه.

اصلا یه انرژی خاصی بهم داد.

لبخند

هیچ وقت چنین کتابایی رو از دست نمیدم هیچ وقت!

**************

خدایا به امید تو...!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۲ ، ۱۲:۲۲

به نام خدا

سلام

*****************

اول از همه، مثل همیشه باید متذکر بشم که این نوشته ها، همه و همه تفکرات خودمه و بیانگر طرز تفکر هیچ فرقه و دسته و گروهی نیست!

*******

بحثی که میخوام  مطرح کنم جمع بندی چندین روز و شاید چندین سال فکر کردنه که تقریبا نزدیک یک ساعت روش کار کردم که شده این. پس لطفا شما هم درست و منطقی نظرتونو بیان کنید.

-------------------

زندگی یه چرخه است. چرخه ای که بخش های مختلفی داره و ما دنیاشو مورد بررسی قرار میدیم. بخش دنیاییش با تولد جسمانی شروع میشه و با مرگ جسمانی به پایان میرسه و این بین اتفاقات زیادی میفته که هم موجب رشد خود شخص و هم موجب رشد و تعالی مرتبطین با فرد مورد نظره.

زندگی دنیایی به کل سختیه یعنی توی این چرخه برای عبور از هر مرحله شما به اجبار باید از سختی هایی بگذری و ما نمیتونیم این سختی ها رو از بین ببریم.

این چرخه تا زمانی درست عمل میکرد که ما تغییر اساسی توش ایجاد نکرده بودیم شاید یه ذره فرعیاتش رو بالا پایین میکردیم، اسم مراحلشو عوض میکردیم ولی به ماهیتش دستی نزده بودیم. بعد از یه مدت حس کردیم نه این زندگی خیلی سخته بیایم مراحلشو تغییر بدیم جا به جاشون کنیم شاید سختیاش از بین بره. غافل از این که بدتر باعث مختل شدن چرخه میشیم و کار خودمونو مشکل تر میکنیم.

بعضی کارا هیچ وقت جبرانی نداره تغییر چرخه هم همینه. شایدم بشه گفت، ممکنه جبرانی داشته باشه اما مدت زمانش خیلی زیاده و توی مدت جبران کردن باید سعی کرد به اون سبک اولیه برگشت.

به اینم باید توجه کنیم که مدت زمان زندگیمون تو دنیا اونقدر زیاد نیست که بخوایم ازمون و خطا داشته باشیم و دوباره جبران کنیم. نهایتا 70-80 سال، پر پرش 100 سال که اونم واسه ما شهرنشینان دودخور نیست! اگه قرار باشه عملکردمون تو این مدت اونی باشه که خودمون میخوایم و دوست داریم با انجامش از لحظه لحظه ی زندگیمون لذت ببریم یهو به خودمون میایم و میبینیم که ملک الموت ایستاده که مارو ببره اون وقت داد و فریادمون به اسمون میره که اقا من که هنوز هیچ کار نکردم، من که هنوز به تمام خوشی هام نرسیدم، من که هنوز به اون هدف نهایی نرسیدم و...!

بر این اساس اگه از اول هدف رو درست مشخص کنیم و کلیت مسیر رو شناسایی کنیم دیگه مشکلی برای طی مسیر نیست. ممکنه به جایی برسیم که فکر کنیم اونی نبوده که دلمون میخواسته اما زمانی برای بازگشت به اول خط نیست باید همون موقعیت و جایگاه رو اصلاح کرد و ادامه ی مسیر رو به صورت صحیح رفت.

تا اینجای قضیه فکر نمیکنم کسی باشه که مخالف حرفام باشه. از اینجا به بعد بحثی رو مطرح میکنم که برای خودم خیلی مهمه و شاید هم به این همه مقدمه چینی نیازی نبوده اما من بهتر دیدم که این توضیحات رو در ابتدای متن بنویسم تا ذهن شما مخاطب عزیز رو اماده کنم.

یکی از اختلالاتی که ما توی چرخه ی زندگی ایجاد کردیم تغییر جایگاه زن و مرد در اجتماعه.

ما به زن ها فهموندیم که اگه برن تو جامعه و همپای مردها در امور اجتماعی فعالیت کنن اون وقت برتری خاصی پیدا میکنند و احترامشون بین اقایون حفظ میشه و دیگه کسی بهشون زور نمیگه و دیگه به عنوان خدمتکار در منزل برای اقایون کار نمیکنن و رو پای خودشون می ایستن و موفق میشن که مردسالاری رو از بین ببرن و... . این کار ما باعث شد خانم ها فراموش کنن که وظیفه ی اصلیشون در چرخه ی زندگی چی بوده و چه جایگاهی داشتن. و این مهم ترین و اساسی ترین عامل ایجاد تخریب چرخه ی زندگی شد!

زن در برابری با مرد، لطافت خودش رو از دست میده و فردی میشه که فقط به دنبال استقلال شخصی خودشه و دیگه به نظرش نمیاد که لازمه در کنار مردی قرار بگیره و خانواده ای برای خودش تشکیل بده. این قضیه موجب میشه که تعداد همسران نمونه و مادران نمونه در جامعه کم بشه و در نتیجه مردانی که در جامعه قرار میگیرند افرادی میشن که دچار کمبودهایی هستند و اون وقت دو عنصر در کنار یکدیگر در جامعه داریم که هر دو برای استقلال خود و برای رقابت ناسالم بین خودشون تلاش میکنن و به هیچ جا نمیرسن جز از بین بردن زندگی!

در حال حاضر شاید نشه تمام جامعه رو اصلاح کرد اما در همین حد که معلمان در مدرسه و هر پدر و مادر متعهدی در خانه ی خودش تلاش کنه تا ذهنیت شاگرد و فرزندش رو تغییر بده و اصلاح کنه خودش امر بسیار مهمیه.

من نمیگم زن نباید تو جامعه باشه، فقط و فقط باید توی خانه بنشیند و رخت بشوید و ظرف بشوید و ... اینا یه ذره دیگه قدیمی شده هر چند من همه ی اینارو ترجیح میدم به شاغل بودن در بیرون خانه اما نظرم اینه که دختر امروز و زن فردا باید یاد بگیره که اولین وظیفه اش و مهمترین وظیفه اش حضور در خانه ی خودشه به عنوان یک همسر نمونه، به عنوان یک مادر نمونه. ایا تو جامعه این نیست که اکثریت دانش اموزان دختر برای انتخاب رشته اول میگویند درامدش چه قدر است؟ کار میشود پیدا کرد یا خیر؟ و... .

درسته که جامعه پزشک زن میخواد، وکیل زن میخواد، نماینده ی زنان میخواد، معلم زن میخواد و... اما جامعه مادرانی هم میخواهد که فرزندانی تربیت کنند برای رشد و تعالی جامعه. جامعه همسرانی هم میخواهد که خانه را چنان اماده کنند که مردانشان در خانه ارامش بگیرند و انگیزه شان مضاعف شود برای پیشرفت و توسعه. چرا این یه قسمت باید تضعیف بشه؟ خودمون باعث شدیم که تربیت ها تغییر کنه، طول مراحل زندگی تغییر کنه. خودمون باعث شدیم که بچه هامون بعد از چندین سال به زور ازدواج کنند و بعد هم بگویند نمیخواهیم و طلاق! خودمون چرخه ی زندگی رو تغییر دادیم و حالا جرات این رو نداریم که اعتراف کنیم اشتباه کردیم. باعث و بانی این همه مشکل خودمون بودیم و البته که دیگرانی هم از بیرون نقش داشته اند اما خودمان چراغ سبز نشان داده ایم!

اگه خیلی دغدغه داشته باشیم و برامون زندگی خودمون و ایندگانمون مهم باشه از الان تلاش میکنیم که اصلاح کنیم اطرافیانمون رو. که بعد ها دیگه پشیمونی سودی نداره.

اولین بخشی که میتونه این اصلاحات رو شروع کنه اموزش پرورشه نمیدونم واسه دوره ی جدیدی که کتاب چاپ کردن کاری انجام دادن یا برنامه ای دارن یا نه. اما در مورد ما که خبری نیست! امیدوارم به سرعت فکری بشه. بقیه ی بخش ها هم هر کدوم در حد خودشون میتونن فعالیت های مفیدی داشته باشن تا خودشون چی به نظرشون بیاد و عمل کنن.

----------------

حرف زیاده - طبق معمول- اما اگه قرار باشه همیشه حرف زد و نشه عمل کرد یا تلاش کرد اما عملی نشد خیلی فایده ای نداره.

*************

اهدنا الصراط المستقیم!

---------

خدایا به امید تو..!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۲ ، ۱۶:۴۷