شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

ادم ها با افکار و اعتقادات و حرف هایشان شناخته می شوند!

شمیم مهدی

هر آدمی یه سری افکار و اعتقادات داره که دوست داره دیگران از اون ها با خبر باشن!
ما هم یه ادمیم مثل بقیه!
-------------------------------------
شخصیت شناسی حقیقی و ایده آل: یک خانم متاهلِ متعهدِ دانشجوى مسلمانِ شیعه ی ایرانی!
شخصیت شناسی واقعی و ساده: قصدمون رسیدن به حالت ایده آله اما خب تا رسیدن به اون موقعیت راه بسیار است.
-------------------------------------
اینجا شاید شبیه مدینه فاضله باشه.
گاهی از خود حقیقی من خیلی بالاتره اون قدر که حق دارن دوستان اگر بگن این دیگه کیه! چقدر تناقض داره! یه چیزی میگه و چیز دیگری عمل می کنه.
من فقط دوست دارم شبیه این نوشته ها بشم... همین...

******************************
هر چند همچون قطره ام، دستم به دریا می رسد/ بسیار ناچیزم ولی، نسلم به زهرا می رسد
او بی کران بحر عطاست، از خاندان «هل اتی» است/ بر کافران هم فیض او، در دار دنیا می رسد
او مومنان را مادر است، لطف خدا را کوثر است/ با این همه سائل یقین، هنگام اعطا می رسد

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
پیوندها

۱۵ مطلب با موضوع «ائمه :: نهج البلاغه» ثبت شده است

به نام خدا

سلام

************************************

و من کلام له -علیه السلام- و فیه بیان لما یخرب العالم به من الفتن و بیان هذه الفتن

خطبه ای است از آن حضرت -علیه السلام- در این سخن بیان فتنه هایی ست که موجب ویرانی عالم می گردد

-----------------------------------------------

إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ ، وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ ،  یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللهِ ، وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا ، عَلَى غَیْرِ دِینِ اللهِ .

جز این نیست که ابتدای بروز آشوب ها و فتنه ها، هواهایی است که مورد تبعیت قرار می گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته می شوند. در این فتنه ها (یا هواها و احکامی که به طور بدعت طرح شده اند) با کتاب خدا مخالفت می شود و مردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیر از دین خداوندی تبعیت می کنند.

فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ ، انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ ؛ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ ، وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ ، فَیُمْزَجَانِ ! فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ ، وَ یَنْجُو « الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْنى‏ » .

اگر باطل از درآمیختن با حق تفکیک و خالص شود، بر حق جویان پوشیده نمی ماند. و اگر حق از پوشش ها و آمیزش با باطل تفکیک و خالص شود، زبان های مردم معاند از قیل و قال درباره ی حق بریده می شود. ولی مشتی از حق و مشتی از باطل را می گیرند به طوری که در هم مخلوط می شوند. در این موقع است که شیطان بر پیروان خود مسلط می گردد و کسانی که از طرف خداوندی سابقه ی نیکو به آنان داده شده است، نجات پیدا می کنند.

************************

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۴ ، ۲۱:۴۳

به نام خدا

سلام

*****************************

در توصیف خلقت انسان

-----------------------------------------------------------------------

عِبَادَ اللَّهِ، أَیْنَ الَّذِینَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا، وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا، وَ أُنْظِرُوا فَلَهُوا، وَ سَلِمُوا فَنَسُوا! أُمْهِلُوا طَوِیلًا، وَ مُنِحُوا جَمِیلًا، وَ حُذِّرُوا أَلِیماً، وَ وُعِدُوا جَسِیماً! احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ، وَ الْعُیُوبَ الْمُسْخِطَةَ.

ای بندگان خدا، کجا هستند کسانی که به آنان عمر داده شد، از نعمت ها برخوردار شدند. به آنان تعلیم داده شد و آنان فهمیدند. و کسانی که مهلت داده شدند، آن فرصت را در غفلت و لهو و لعب سپری کردند. از نعمت تندرستی و سلامت برخوردار شدند. وظیفه ی خود را در برابر آن نعمت ها به فراموشی سپردند. مهلت طولانی دریافتند. از طرف خالق به آنان زیبایی عطا شد و درباره ی عذاب نتایج اعمالشان تهدید گشتند. وعده ی بزرگی به آنان داده شد. ای بندگاه خدا، از گناهان مهلک و عیوبی که خدا را به سخط و غضب می آورد، بپرهیزید.

أُولِی الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ، وَ الْعَافِیَةِ وَ الْمَتَاعِ، هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ، أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ، أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ! أَمْ لَا؟ «فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ‏»! أَمْ أَیْنَ تُصْرَفُونَ!  أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ! وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِکُمْ مِنَ الْأَرْضِ، ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ، قِیدُ قَدِّهِ، مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ!

ای دارندگان بینایی ها و شنوایی ها و عافیت و متاع دنیا، آیا هیچ پناهگاهی و خلاصی و ملجأ و تکیه گاهی وجود دارد، یا توانایی فرار یا مرجعی دیگر دارید، یا نه؟! (حال که نه پناهگاهی و خلاصی هست و نه ملجأ و تکیه گاهی و نه توانایی فرار) پس به کدامین مسیر منحرف می شوید و به کدامین سوی برمیگردید؟ یا به کدامین پشتیبان مغرور می شوید؟ جز این نیست که نصیب هر یک از شما از زمین، خوابگاهی به طول و عرض قامت شما است که گونه بر خاکش خواهید نهاد؟

الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ، وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ، فِی فَیْنَةِ الْإِرْشَادِ، وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ، وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ، وَ مَهَلِ الْبَقِیَّةِ، وَ أُنُفِ الْمَشِیَّةِ، وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ، وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ قَبْلَ الضَّنْکِ وَالْمَضِیقِ، وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ، وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ، وَ إِخْذَةِ الْعَزِیزِ الْمُقْتَدِرِ.

هم اکنون به خود بیایید ای بندگان خدا، که مهلت وسیع به شما داده شده و روح در طول زمان ارشاد آزاد و بدن ها در حال راحت و میدان تجمع برای زندگی و فرصت باقی مانده ی زندگی و استیناف اراده ها و مهلت برای توبه و اوقات وسیع است. پیش از کوتاهی زمان و تنگنای خوابگاه نهایی و ترس و جدایی روح از بدن و پیش از رسیدن غایبی که مورد انتظار است و پیش از مؤاخذه ی خداوند عزیز مقتدر.

قال الشریف: و فی الخبر: أنه -علیه‏ السلام- لما خطب بهذه الخطبة اقشعرت لها الجلود،  و بکت العیون، و رجفت القلوب. و من الناس من یسمی هذه الخطبة: «الغراء».

شریف رضی گفته است: در روایت آمده است که هنگامی که امیرالمومنین -علیه السلام- این خطبه را خواند، پوست ها در بدن ها جمع شد و چشم ها گریست و دل ها لرزید و بعضی از مردم این خطبه را غراء می نامند.

-------------------------------------------

خلاصه:

حضرت -علیه السلام- پس از یاداوری تمام نکات حال افراد را مخاطب قرار می دهند. ایشان تذکر میدهند که به همه ی افراد عمر و نعمت های فراوان از جمله زیبایی و تندرستی داده شد. اما آن ها فرصت ها را به کارهای بیهوده گذراندند و به وظایف خود در برابر اعمال عمل نکردند. خدا به آنان هشدار داده بود اما آن ها توجهی نکردند. و در این هنگام می فرمایند ای بندگان خدا! از کارهایی که موجب خشم خدا می شود بپرهیزید.

به بینایان و شنوایان و انسان های سالم یاداوری می کنند که هیچ پناهگاه و تکیه گاهی برای فرار نیست پس چرا مسیر خطا می روید و به چه چیز مغرور می شوید؟! به یاد می آورند که سهم همه ی انسان ها از زمین تنها قبر آن هاست که اندازه ی آن بستگی به قامتشان دارد!

و در نهایت می فرمایند حال که فرصت دارید و روحتان در بدن است و مهلت توبه دارید توبه کنید. پیش از رسیدن موعود منتظر و پیش از آن که خداوند از شما بازخواست کند!

*****************

الحمدلله رب العالمین

و من الله توفیق

--------------------

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۱۷:۵۸

به نام خدا

سلام

********************************

در توصیف خلقت انسان

-----------------------------------------------------------------------------

تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ، وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ، إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ، وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ، وَ مُفرَدِ وَحشَتِهِ ؛ حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَیِّعُ، وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِی حُفْرَتِهِ نَجِیّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ، وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ. وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِکَ بَلِیَّةً نُزُولُ الْحَمِیمِ، وَ تَصْلِیَةُ الْجَحِیمِ، وَ فَوْرَاتُ السَّعِیرِ، وَ سَوْرَاتُ الزَّفِیرِ، لَا فَتْرَةٌ مُرِیحَةٌ.

(این مسافر دیار ابدیت را) یاران و نزدیکان و فرزندان و انبوه شتابزده ی برادران بر دوش کشیدند و به سوی دیار غربت -دیار غربتی که دیدارها در آنجا قطع می شود- و به سوی تنهایی وحشت انگیز (که هیچ انسانی یارای همدمی با او را نخواهد داشت) بردند. تا آن گاه که تشییع کنندگانش برگشتند و آنان که در فراقش اندوه و ناله سر داده بودند، دنبال کار خود را گرفتند. (در همان شب که زیر خاک تیره دفن گشته است) برای پاسخ از سوال بهت انگیز و گویای راز و آشکار ساختن لغزش های او در امتحان اعمالی که در زندگی دنیوی مرتکب شده نشانده می شود. بالاتر از این ها بلای ورود در مایع جوشان عذاب الهی و سرنگون شدن در دوزخ و غوطه ور شدن در امواج سوزان آتش است، و سختی های نفسانی آن. نه هیچ سکون و استراحتی برای آن تبهکاران وجود دارد.

وَ لَا دَعَةٌ مُزِیحَةٌ، وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ، وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ، وَ لَا سِنَةٌ مُسْلِیَةٌ، بَیْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ، وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ! إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ!

و نه آرامشی که بتواند عذاب را برطرف نماید و نه نیرویی مانع از هجوم آن همه دردها و ناگواری هاست. مرگی حاضر و برنده وجود ندارد که بساط هستی اش را از عذاب اعمالش برهاند و نه حتی خوابی سبک (که حداقل لحظاتی را بیارامد). (این است داستان سرنوشت تبهکاران) میان انواعی از عذاب های کشنده و عذاب های متوالی. ما به خدا پناه می بریم.

-----------------------------------------

خلاصه:

امام یاداوری میکنند روزی را که اطرافیان و دوستان ادمی به سرعت او را دفن می کنند و پس از کمی اندوه و گریه و ناله او را با تمام اعمالش تنها می گذارند. زمانی که باید پاسخگوی رفتارهای دنیاییش باشد و اماده می شود برای ورود به جهنم و آتش سوزان گناهانش. و هیچ آرامشی برای انسان گناهکار و تبهکار وجود نخواهد داشت.آرامشی چون خواب که بیدار شود و خبری از دردها نباشد یا مرگی که او را نجات دهد.

پس امام می فرمایند: پناه می بریم به خدا..

****************

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۱۷:۲۳

به نام خدا

سلام

************************

در توصیف خلقت انسان

----------------------------------------------------------------

وَ عَاشَ فِی هَفْوَتِهِ یَسِیراً [اسیراً]، لَمْ یُفِدْ عِوَضاً [غرضاً]، وَ لَمْ یَقْضِ مُفْتَرَضاً. دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِیَّةِ فِی غُبَّرِ جِمَاحِهِ، وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ، فَظَلَّ سَادِراً، وَ بَاتَ سَاهِراً فِی غَمَرَاتِ الْآلَامِ .

در حالی که زمانی محدود و ناچیز در حیات لغزنده ی خود زندگی کرد، نتیجه ای از نعمت های خدادادی نگرفت و فریضه ی لازم را به جای نیاورد. و ناگهان اندوه ها و ناگواری های مرگ با این که هنوز سوار مرکب سرکش خودکامگی بود و راه شادی و خوشی را می نَوَردید، بر سرش تاختن گرفت. در این هنگام در حیرتی بی سابقه فرو می رود و در امواج متلاطم درد و شکنجه ها شب بیداری می کشد.

وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ، بَیْنَ أَخٍ شَقِیقٍ، وَ وَالِدٍ شَفِیقٍ، وَ دَاعِیَةٍ بِالْوَیْلِ جَزَعاً، وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً.

(از این پس) انبوه دردها و بیماری ها بر سرش فرود می آید و (او توانایی دفع آن ها را از دست داده) در میان برادری همتا و پدری مهربان و مادر و خواهری که وای مرگ آنان را به شیون در آورده و در اضطراب شدید به سینه های خود می کوبند.

وَ الْمَرْءُ فِی سَکْرَةٍ مُلْهِثَةٍ ، وَ غَمْرَةٍ کَارِثَةٍ ، وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ ، وَ جَذْبَةٍ مُکْرِبَةٍ ، وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ . ثُمَّ أُدْرِجَ فِی أَکْفَانِهِ مُبْلِساً ، وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً ، ثُمَّ أُلْقِیَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِیعَ وَصَبٍ ، وَ نِضْوَسَقَمٍ .

در این حال (این انسان که زندگیش لحظات نهایی خود را سپری می کند) فرو رفته در سکرات رنج آورِ موت و شدایدِ موجب قطع امید و ناله ی ضعیف و دردناک و کشش سخت نفس های حال احتضار و رانده شدن مشقت بار از این دنیا. سپس آن تازه چشم پوشیده را (پس از طی آن ناگواری ها) با کمال یاس و انقطاع از این دنیا در کفن هایش پیچیدند و بی آن که مقاومتی از خود نشان دهد، با کمال تسلیم و به آسانی کشیده شد و خسته و کوفته (چونان چارپایی که از مسافرتی خسته و درمانده برگردد و بدون مهلت به سفری دیگر رهسپارش کنند) لاغر از بیماری، بر روی چوب های تابوت گذاشته شد.

-------------------------------------------

خلاصه:

حضرت لحظاتی را ترسیم می کنند که انسان بی توجه به عالم دیگر به دنبال هوای نفس خود پیش میرود و ناگهان و بدون آمادگی مرگ به سراغش می آید. با فرارسیدن مرگ درد و بیماری بر او هجوم می آورند و او دیگر توانایی مقابله با آن ها را ندارد. نزدیکان بر بالینش گریه و زاری سر میدهند و هیچ یک توان انجام کاری برای او ندارند. در لحظات آخر زندگی دنیاییش سکرات مرگ او را در بر گرفته اند و نفس های اخرش با سختی است. پس از پایان زندگیش در این دنیای فانی اطرافیان او را کفن می پواشنند و بی آن که بتواند مقاومتی کند او را می کشند و روی تابوت می گذارند.

*****************

خدایا به امید تو...!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۳ ، ۱۷:۱۹

به نام خدا

سلام

*************************

در توصیف خلقت انسان

--------------------------------------------------------------------

أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ ، وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ ، نُطْفَةً دِهَاقاً ، وَ عَلَقَةً مُحَاقاً ، وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ، ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً ، وَ لِسَاناً لَافِظاً ، وَ بَصَراً لَاحِظاً ، لِیَفْهَمَ مُعْتَبِراً ، وَ یُقْصِرُ مُزْدَجِراً .

یا این انسانی که خداوند او را در ظلمات رحم های مادران و غلاف های پوشاننده به وجود آورد. (آن گاه انسان مسیر تکوین خود را به این ترتیب پیش گرفت:) نطفه ای در حال افزایش و متراکم از ذرات علقه ای پوشیده، جنین در رحم، شیرخوار، کودک، جوان، سپس برای او قلبی حافظ و زبانی گویا و چشمی بیننده داد تا از روی تجربه و عربت بفهمد و با جلوگیری خویستن از معصیت، از ارتکاب آن خودداری نماید.

حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ ، وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ ، نَفَرَ مُسْتَکْبِراً ، وَ خَبَطَ سَادِراً ، مَاتِحاً فِی غَرْبِ هَوَاهُ ، کَادِحاً سَعْیاً لِدُنْیَاهُ ، فِی لَذَّاتِ طَرَبِهِ ، وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ ؛ لَا یَحْتَسِبُ رَزِیَّةً ، وَ لَا یَخْشَعُ تَقِیَّةً ؛ فَمَاتَ فِی فِتْنَتِهِ غَرِیراً .

تا آن گاه که به حد اعتدال خود رسید و پیکرش راست شد. استکبار، وجود را احاطه نمود و از مسیر حق رمیدن گرفت و بی پروا به خبط و خطا افتاد. با دلو هوا و هوس (برای زندگی خود) آب کشید. کوشش و حرکات مشقت بار برای دنیایش صرف کرد، برای تحصیل لذایذ عیش و طربش با تفکر خام درباره ی نیازهایش. (این غافل مست برای زندگی خود) مصیبتی را احتمال نمی دهد و محاسبه نمی کند و هیچ تترسی او را به خشوع وادار نمی سازد. (با این غقلت تباه کننده) در فتنه و لغزش فریبنده ی خود دیده از جهان بر بست.

------------------------------------------

خلاصه:

در این قسمت امام -علیه السلام- به سیر پرورش انسان اشاره میکنند که خدا نطفه ای را در رحم مادر رشد داد و نطفه جنین شد، سپس نوزاد و کودک و نوجوان و جوان که هر چه بزرگتر میشود قلبش حافظ و زبانش گویاتر میشود و تجارب بیشتری کسب می کند.

تا زمانی که به حد کمال رشد نرسیده است از گناه و معصیت دوری میکند و پس از آن مستکبر می شود و بی توجه به مسیر اصلی، راه خطا پیش میگیرد و به دنبال هوا و هوس دل خویش قدم بر میدارد. 

و به مرگ توجهی ندارد و از هیچ چیز نمی ترسد تا آن که موعد کوچ دنیا فرا می رسد.

*************

خدایا به امید تو..!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۳

به نام خدا

سلام

**************************

سفارش به تقوا

-------------------------------------------------------

أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ ، وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ ، وَ حَذَّرَکُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِی الصُّدُورِ خَفِیّاً ، وَ نَفَثَ فِی الْآذَانِ نَجِیّاً ، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى .

من شما را به تقوای خداوندی توصیه می کنم که (با ابلاغ نتایج ناگوار اعمال زشت به وسیله ی پیامبران و براهین وجدانی) جای عذری نگذاشته است. و با طرق روشنی که پیش پای شما گسترده، احتجاج نموده است و شما را از دشمنی که در سینه هایتان نفوذی مخفی داشته و آهسته در گوش هایتان می دمد بر حذر داشته است.

وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَیَّنَ سَیِّئَاتِ الْجَرَائِمِ ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ ، حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِینَتَهُ ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ ، أَنْکَرَ مَا زَیَّنَ ، وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.

(این دشمن اولاد آدم) شیطان است که گمراه می کند و به هلاکت می اندازد و وعده می دهد و فرزند آدم را در خیال آرزوها غوطه ور می سازد و زشتی های گناهان را می آراید و معاصی بزرگ و نابود کننده را در نظر انسان ها ناچیز می نماید. آن گاه که دمساز و همنشین خود را فریفت و گروگان خود را محکم به گره بست، آراسته ی خود را انکار و آنچه را که ناچیز و پست جلوه داده بود، بزرگ و از آنچه که برای انسان امان تلقین کرده بود، برحذر می دارد.

------------------------------------------------------------------

خلاصه: حضرت ما را به تقوا و پرهیزگاری دعوت کرده اند زیرا خداوند توسط پیامبران همه مان را آگاهی داده است و برای ما وجدانی قرار داده تا صحیح و غلط را بشناسیم و راه درست را انتخاب کنیم.

دشمن انسان شیطانی است که به گمراهیش می پردازد و او را از راه راست منحرف می کند و با آرزوهای مختلف او را از حقیقت دور می کند. پس از از آن که انسان به هلاکت رسید او را رها می کند و هر چه انجام داده را منکر می شود. پس باید از این دشمن بزرگ دوری کرد.

**************

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۵

به نام خدا

سلام

***************************

برحذر داشتن از هول و خطر صراط

-------------------------------------------------------

وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ ، وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِهِ ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ .

و بدانید که عبور شما از صراط و جایگاه لغزش های ساقط کننده ی آن است. شما از لغزش گاه پر خطر صراط و مخاطرات متعاقب آن عبور خواهید کرد.

فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ ، وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ ، وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ ، وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ یَوْمِهِ ، وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ ، وَ أَوْجَفَ الذِّکْرُ بِلِسَانِهِ ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ .

ای بندگان خدا، به خدا تقوا بوریزد، تقوای خردمندی که تفکر قلبش را به خود مشغول داشته و ترس بدنش را به زحمت انداخته و شب بیداری ها خواب ناچیزش را از بین برده و با بیداری به بامداد رسیده باشد. و امید او به رحمت و عنایت خداوندی روزگار گرمش را تشنه ی عنایات و رحمت های خداوندی نماید. زهد و پارسایی از شهوات او جلوگیری کرده و ذکر خداوندی سبقت بر زبانش نماید. خوف و هراس از پایان کار و ظهور نتایج آن را برای امن و آرامش آن موقع پیش بیندازد.

وَ تَنَکَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِیلِ ، وَ سَلَکَ أَقْصَدَ الْمَسَالِکِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ ؛ وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ ، وَ لَمْ تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى ، وَ رَاحَةِ النُّعْمَى ، فِی أَنْعَمِ نَوْمِهِ ، وَ آمَنِ یَوْمِهِ . وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً ، وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِیداً ، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ .

و از موانع راه روشن و هدایت، اعراض و کناره گیری کند و برای رسیدن به روش مطلوب به سوی حیات ابدی معتدل ترین راه ها را برگزیند و عوامل کبر و غرور که او را از حق و حقیقت دور می سازد، از راه راست منحرفش نکند. امور مشکوک و مشتبه نابینایش نسازد (با این حرکت و تکاپو است که) شادی بشارت سعادت ابدی و آسایش در نعمت الهی را در آسوده ترین و ملایم ترین خواب و با امن ترین روزی (که در انتظارش می باشد) به دست اورده است. (چنین انسانی است که) از گذرگاه موقت با وضعی پسندیده عبور نموده است و توشه ی پایان سرنوشت را سعادتمندانه پیش انداخته و از ترس خداوندی به اعمال صالحه پیشدستی کرده است.

وَ أَکْمَشَ فِی مَهَلٍ ، وَ رَغِبَ فِی طَلَبٍ ، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ ، وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ ، وَ نَظَرَ قَدَماً أَمَامَهُ . فَکَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالًا ، وَ کَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالًا ! وَ کَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً ! وَ کَفَى بِالْکِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً !

این انسان آگاه در مهلتی که در زندگی نصیبش شده است، به سوی سعادت شتافته و رغبت در طلب نجات نموده و از پلیدی ها گریخته و در امروزش به تفکر درباره ی فردایش پرداخته و همواره به پیش رو نگریسته است. (برای لزوم معرفت و عمل انسان) عطا و پاداش بهشتی و ترس و کیفر و وبال آتش کافی است. انتقام خداوندی و یاری او و احتجاج و مخاصمه ی کتاب (برای تنظیم حیات هر انسان خردمند) کفایت می کند.

---------------------------------------

خلاصه: حضرت در این بخش به همه ی ما یاداوری می کنند که همه ی انسان ها از صراط عبور خواهند کرد. صراطی که خطرات بسیاری دارد و پرتگاهی است که باید از آن ترسید. همگان را به تقوا توصیه می کنند تقوایی که در آن انسان زبانش همیشه ذاکر خداست و دلش ترسان است و خوابش کم شده و اعمالش در راه رسیدن به خداوند است. برای رسیدن به اینده ای نیکو از باطل دوری میکند و اعتدال را انتخاب می کند. گناه و کار های نادرست او را از هدفش دور نمی کند و با چنین زندگی کردنی به ارامش  ابدی دست یافته است. چنین انسانی اینده نگر است و به اعمال صالح پرداخته و دنیا را به خوبی می گذراند. خداوند برای آن که انسان ها راه درست رو انتخاب کنند برای آنان پاداش بهشتی قرار داده و ترس از اتش دوزخ را در وجودشان نهاده است. حضرت امیر می گویند که غضب خدا و رحمت او برای انسان خردمند کافی است.

***************

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۰۱

به نام خدا

سلام

***************************

تذکر به انواع نعمت ها

--------------------------------

وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ ، وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ ، وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا ، وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا ، وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا مُوقِنَةً بِغَیْبِ أَنْبَائِهَا .

و بادهای طوفانی آثار او را از بین برد و تعاقب روز و شب نشانه ها و نمودهای بارز او را محو ساخت. و بدن ها پس از شادابی و طراوتی که داشتند متلاشی و نابود شدند و استخوان ها قوت خود را از دست داند و پوسیدند و ارواح در گرو بارهای سنگین به بقاء خود ادامه دادند، در حالی که به اخبار غیبی خود یقین دارند.

لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا ، وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَیِّئِ زَلَلِهَا !

دیگر از آن ارواح افزایش اعمال صالحه خواسته نمی شود و مهلتی به آن ارواح داده نمی شود تا از زشتی لغزش هایی که مرتکب شده اند، پوزش بخواهند و رضای حق را به التماس بجویند.

أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ ، وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ ؟ تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ ، وَ تَرْکَبُونَ قِدَّتَهُمْ ، وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ ؟!

آیا شما زندگان، فرزندان و پدران و برادران و خویشان آن در خاک رفتگان نیستید که از مثال های رفتار آنان پیروی می کنید و بر مسیر آنان سوار می شوید و در جاده ای که آن ها پیش گرفته بودند، قدم بر می دارید؟!

فَالْقُلُوبُ قَاسِیَةٌ عَنْ حَظِّهَا ، لَاهِیَةٌ عَنْ رُشْدِهَا ، سَالِکَةٌ فِی غَیْرِ مِضْمَارِهَا ! کَأَنَّ الْمَعْنِیَّ سِوَاهَا ، وَ کَأَنَّ الرُّشْدَ فِی إِحْرَازِ دُنْیَاهَا .

پس دل های شما را قساوت گرفته و آن ها را از برخورداری از حظ و نصیبی که (در این زندگانی باید به دست بیاورند) محروم ساخته و از رشدی که شایسته ی آن دل ها بوده است، برگردانده و به لهو و لعب مشغولشان نموده اید. دل های شما راهی را پیش گرفته اند که میدان حرکت اصلی آن ها نیست. گویی غیر از رشد و کمال برای آن دل ها در این زندگانی هدف گیری شده است و گویی رشد این دل ها در به دست آوردن خواسته های دنیوی آن هاست.

 

*******************************

خلاصه: در ادامه ی بخش قبل در این قسمت حضرت، پس مرگ را توصیف می کنند که جسم خاکی بر اثر پدیده های طبیعی از بین می رود و چیزی از آن باقی نمی ماند. پس مرگ، ارواح مردگان دیگر اجازه ی انجام هیچ کاری اعم از خوب یا بد را ندارند و توانایی توبه و بر طرف کردن زشتی ها و گناهان از آنان صلب می شود. 

حضرت امیر -علیه السلام- به  آن مردمی که راه اشتباه پیشینیان خویش را طی می کنند هشدار می دهند که آیا از آنان درس نمی گیرید و آیا شما خویشان آن مردگان نیستید؟ به آن ها می گویند که دل هایشان دچار قساوت شده و نمی توانند آن چه را که شایسته است دریابند و از رشد و کمال معنوی بی بهرته اند. و بیان می کنند که انگار رشد این ها در رسیدن به خواسته های دنیوی است.

*****************

خدایا به امید تو...!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۲ ، ۲۰:۳۱

به نام خدا

سلام

*******************************

تذکر به انواع نعمت ها

-----------------------------------

و منها: جَعَلَ لَکُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِیَ مَا عَنَاهَا ، وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا ، وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا ، مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِی تَرْکِیبِ صُوَرِهَا ، وَ مُدَدِ عُمُرِهَا ، بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا ، وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا ، فِی مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ ، وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ ، وَ حَوَاجِزِ عَافِیَتِهِ .

برای شما اولاد آدم گوش ها قرار داد، تا آنچه را که شنیدنش اهمیت دارد، بشنود، و دیدگانی قرار داد تا نابینایی هایش را بر طرف بسازد و صورت اعضاء را تنظیم فرمود تا اجزای اعضایش را تالیف نماید. و ترکیب اشکال و مدت عمر آن اعضاء با کیفیت مخصوص به خود، ملایم و هماهنگ باشد. انسان ها را با بدن هایی که با وسایل سودمند به حیات و دل هایی که جوینده ی ارزاق خود می باشد (در جریان زندگی قرار داد). (فرزندان آدم) در این دنیا در نعمت با عظمت او و عوامل احساس و موانع تندرستی غوطه ورند.

وَ قَدَّرَ لَکُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْکُمْ ، وَ خَلَّفَ لَکُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِینَ قَبْلَکُمْ ، مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ ، وَ مُسْتَفْسَحِ خِنَاقِهِمْ . أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَایَا دُونَ الْآمَالِ ، وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ . لَمْ یَمْهَدُوا فِی سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ ، وَ لَمْ یَعْتَبِرُوا فِی أُنُفِ الْأَوَانِ .

خداوند سبحان مقدار عمرها را مقدر فرموده و آن را از شما پوشیده است و برای شما وسایل عبرت را از آثار گذشتگان، از بهره برداری ها، از امتیازاتی که نصیبشان گشته بود و از باز بودن مهلت عمر تا مرگشان، باقی گذاشته است. (در هر حال که بودند) مرگ پیش از آن که آن گذشتگان به آرزوهای خود برسند، شتابان به سراغشان رفت و داس اجل رشته آرزوهایشان را قطع کرد. (غفلت عیش و عشرت چنان آنان را در خود برده بود که) در روزگار تندستی برای آن سرنوشت نهایی آماده نگشته و از آغاز بحبوحه ی حیات عبرت نگرفته بودند.

فَهَلْ یَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِیَ الْهَرَمِ ؟ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ ؟ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ ؟ مَعَ قُرْبِ الزِّیَالِ [الزّوال] ، وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ ، وَ عَلَزِ الْقَلَقِ ، وَ أَلَمِ الْمَضَضِ ، وَ غُصَصِ الْجَرَضِ وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ ، وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ !

آیا کسانی که در قدرت و طراوت جوانی به سر می برند، انتظاری جز خمیدگی قامت را در دوران پیری می کشند؟ آیا آنان که در خوشی های صحت و عافیت غوطه ورند، جز انتظار ورود بیماری ها را دارند؟ آیا شناوران در امتداد بقاء انتظار دیگری جز لحظات فنا را می کشند؟ با نزدیک شدن زوال عمر و حرکت به دیار ابدیت با اضطراب دردناک و درد تلخ ناگواری ها و فرو دادن آب دهان با غصه و اندوه در گلو و نگریستن پناه جویانه به یاری اولاد و خویشان و آشنایان عزیز و نزدیکان همدم.

فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ ، أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ ، وَ قَدْ غُودِرَ فِی مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِیناً ، وَ فِی ضِیقِ الْمَضْجَعِ وَحِیداً ، قَدْ هَتَکَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ ، وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِکُ جِدَّتَهُ .

آیا آن همه یاران و نزدیکان توانستند مرگ را از آن مسافر زیر خاک تیره دفع نمایند؟! و آیا آن گریه کنندگان توانستند سودی به حال آن راهرو تنها به دیار خاموشان برسانند؟! آن مسافر غریب در محل مردگان در گرو اعمال خود رها شد و در تنگنای خوابگاه تیره و تار تنها سر به خاک نهاد. حشرات زیرزمینی غذای لذیذی از پوست او دریافتند و پاره پاره اش کردند و طراوت بدن او را عوامل محو کننده پوساندند.

***************************

خلاصه: حضرت ابتدا درباره ی افرینش اعضای بدن صحبت میکنند. ایشان درباره ی افرینش گوش میفرمایند افریده شده برای شنیدن نکات مهم و ارزشمند و چشم افریده شده برای از بین رفتن نابینایی و اعضای بدن به صورت هماهنگ و منظم افریده شده و همه مدت عمر مشخصی دارند.

بعد از آن بیان می کنند که تاریخ گذشتگان درس عبرتی است برای ما تا بدانیم آن ها هم با هر مقدار طول عمر روزی مرده اند و پیش از آن که به تمام ارزوهایشان برسند این دار فانی را وداع گفته اند.

پس از آن با چند سوال ما را به تفکر وامیدارند که همه ی جوانان روزی پیر و فرتوت میشوند و بالاخره روزی سلامتی از ما گرفته شده و بیماری ها جای آن را می گیرند. و وقتی مرگ فرا برسد هیچ یک از نزدیکان و دوستان و هم نشینان دنیایی کاری برای فرد نمی توانند انجام دهند.

همه ی آن هایی که پس از مرگ فرد برای او گریه میکنند او را از اتفاقات قبر و پس از مرگ نمی توانند رها کنند و سر انجام همه خانه ی تنگ و تاریکی است که حشرات و جانوران در انجا انتظار ما را می کشند.

*****************

خدایا به امید تو...!

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۱۴:۴۶

به نام خدا

سلام

******************

فضیلت متذکر ساختن انسان ها

-------------------

فَیَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً ، وَ مَوَاعِظَ شَافِیَةً ، لَوْ صَادَفَتْ‏ قُلُوباً زَاکِیَةً ، وَ أَسْمَاعاً وَاعِیَةً ، وَ آرَاءً عَازِمَةً ، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً !

(این مطالب که گفتم) چه مثل هایی صحیح و مطابق واقع و پندهای شفا دهنده ی انحرافات و بیماری های درونی است، اگر در دل های پاک و گوش های شنوا و افکار جدی و عقول حسابگر وارد شود.

فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ ، وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ ، وَ أَیْقَنَ فَأَحْسَنَ ، وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ ، وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ .

به خدا تقوا بورزید، تقوای کسی که شنید و خشوع کرد، گناه اندوخت و اعتراف کرد، ترسید و عمل نمود، حذر کرد و به انجام اعمال نیکو مبادرت ورزید. به مقام یقین رسید و به نیکوکاری پرداخت، وسیله ی عبرت بر او عرضه شد، عبرت گرفت. برحذر داشته شد، حذر نمود.

وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ ، وَ أَجَابَ فَأَنَابَ ، وَ رَاجَعَ فَتَابَ ، وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى ، وَ أُرِیَ فَرَأَى ، فَأَسْرَعَ طَالِباً ، وَ نَجَا هَارِباً ، فَأَفَادَ ذَخِیرَةً ، وَ أَطَابَ سَرِیرَةً ، وَ عَمَّرَ مَعَاداً ، وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِیَوْمِ رَحِیلِهِ وَ وَجْهِ سَبِیلِهِ ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ .

از پلیدی ها ممنوع شد، ممنوعیت از آن ها را پذیرفت. دعوت حق را اجابت کرد و به سوی آن بازگشت و توجه به گناهان خود نمود. یا رجوع به عقل و فرمان حق نمود و توبه کرد. از رسولان الهی پیروی کرد و به رشد یافتگان پیوست. حقیقت به او نشان داده شد و او حق را دید. در طلب کمال برشتافت و با گریز از پلیدی ها نجات یافت، پس ذخیره ای اندوخت و یاطن خود را تزکیه کرد. و معاد خود را آباد ساخت و تکیه بر زاد و توشه نمود. (این همه تکاپو و سعی صمیمانه را) برای روز کوچ از این دنیا و مقصد نهایی راه الهی که در پیش داشت و حالت نیازی (که روزی به سراغش خواهد آمد) و موقعیت احتیاج شدیدی (که در پیش رو دارد) انجام داد. همه ی اعمال صالحه را برای جایگاه ابدی خود پیشاپیش فرستاد.

فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جَهَةَ مَا خَلَقَکُمْ لَهُ ، وَ احْذَرُوا مِنْهُ کُنْهَ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ ، وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِیعَادِهِ ، وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ .

پس ای بندگان خدا، به خدا تقوا بورزید. در مسیر آن هدفی که شما را برای آن آفریده است و بر طبق همان تحذیر که درباره ی خود، متوجه شما ساخته است، از او برحذر باشید. و برای فعلیت رساندن وعده ای که به شما داده است، شایستگی کسب کنید و برای پیش آمدن هول روزی که (با مشاهده ی اعمال خود) در وعده گاه خداوندی قرار خواهید گرفت، برحذر باشید.

************************************

خلاصه: حضرت در این بخش بیان میکنند که انسانی می تواند از سخنان صحیح و مثال های واقعی پند بگیرد که دلش پاک باشد و گوش شنوا داشته باشد. 

ایشان به تقوا سفارش میکنند و ویژگی های فرد متقی را بیان میکنند؛ وی فردی خاشع، توبه کننده، نیکوکار و پیرو پیامبران الهی است. امر خدا را اطاعت می کند  و از هر چیزی که منع شده دوری میکند. خودش را برای اینده اش و سفر اخرت اماده می کند.

حضرت به ما سفارش می کنند که طوری تقوا داشته باشیم که خدا خودش خواسته است و طبق وعده های او، خودمان را اماده کنیم.

******************

خدایا به امید تو..!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۱۵:۳۳